
میدانید چه چیز در خانه پیرنیا، آدم را عاشق میكند؟ شاید فكر كنید موزه مردمشناسی خانه پیرنیا میتواند بهانهای برای دلبستهشدن به این خانه باشد. خانه از مجسمههایی پر شده است كه زندگی بومیان منطقه را بخوبی نمایش میدهد.
البته درست حدس زدهاید، موزه پیرنیا یكی از موزههای دیدنی مردمشناسی در كشورمان است، اما دلیل دلبستنمان به خانه پیرنیا فقط این نیست.
شاید با خودتان بگویید دلیل این علاقه، احتمالا معماری خاص سنتی خانه است. اتاقها، شاهنشین، ایوانها، پلهها و... همه به شكلی با هم تركیب شدهاند كه انگار هیچكدام را نمیشود از مجموعه كلی خانه جدا كرد یا نادیده گرفت البته درست حدس زدهاید، زیبایی خانه پیرنیا در حد كمال است؛ شاهكار هنر معماران صفوی است و یكی از بهترین نمونههای معماری سنتی در خانههای كویری ایران به حساب میآید، اما دلیل دلبستنمان به خانه پیرنیا فقط این نیست.
شاید از ذهنتان بگذرد كه ما احتمالا عاشق نقاشیها و گچكاریهای روی سقف و دیوارهای خانه شدهایم؛ منظورم همان نقاشیهایی است كه داستان هفتپیكر نظامی را روایت میكنند.
البته درست حدس زدهاید، گردشگری وجود ندارد كه وارد خانه پیرنیا شود و نگاهش سقف و دیوارهای خانه را طواف نكند و لب به تحسین نگشاید، اما دلیل دلبستنمان به خانه پیرنیا فقط این نیست.
میدانید ما از كی عاشق این خانه شدیم؟ از وقتی از هشتیاش عبور كردیم و وارد حیاط بخش اندرونی شدیم.
این حیاط دلیل دلبستگی ما به خانه پیرنیاست؛ حیاط، طوری طراحی شده است كه پایینتر از سطح خانه قرار بگیرد و همیشه هوایی مطبوع و خنك داشته باشد و با حوضی بزرگ و باغچهای سبز از درختان انگور و پسته و انجیر، تابستان نشین اهالی خانه شود.
نمیشود همه زیباییهای خانه پیرنیا را در قالب كلمات توصیف كرد و به همین خاطر باید خودتان بروید و ببینید.
یادتان باشد برای بازدید از خانه پیرنیا و موزه مردمشناسیاش اول باید به نائین سفر كنید و آنوقت هیچ نائینیاي نیست كه از او بپرسید خانه پیرنیا كجاست و او نشانی را بلد نباشد!
علی یوشیزاده



